محمد يار بن عرب قطغان
321
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
گذشت ، هركه بود از مورچل خويش به حفره و نقب متوجه گشت و اهل قلعه از غايت اضطراب ، صلاح در آن ( 192 ب ) ديدند كه به اكابر و اشراف آن ديار توسل جسته ، ايشان را بيرون آرند تا آن حريف به رسم شفاعت قدم در شيوهء مرتبهء مصالحت گذارند . بنابرآن ارباب درس و فتوى و اصحاب زهد و تقوى به درگاه معلّى آمده ، به وساطت بعضى از امرا به شرف دستبوس حضرت اعلى رسيدند و تحف و هدايا از پيشكشهاى لايقه و هداياى متناسقه به نظر انور كشيدند . و بعد از تقديم مراسم ثنا و تبليغ لوازم دعا دست صلاح از آستين صدق و صفا برآوردند و از روى اخلاص بر سر پاى ايستاده و روى تضرع و طوع « 1 » بر خاك استكانت و خشوع نهاده ، مضمون رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ ادا كردند . به نزد كسى گويد آتش به هست * ز مجرمكشى جرم بخشى به است آن حضرت در جواب ايشان فرمود كه روز اول كه به محاصرهء صبران آمديم همان لحظه جهت مصلحت رعيت و نگاهداشت مملكت كس به زير باره فرستاديم و از كمال مرحمت پيغام شفقتآميز داديم كه اگر مىخواهند كه خانهء عافيت در كوى سلامت گيرند و از حصن محاصرهء نزاع و خلاف برون آمده طريقهء امن و امان و راه نجات پذيرند ، بايد كه از ربقهء اطاعت احكام قلعه را به نواب عتبهء فلك اشتباه دهند . به مضمون كلام بلاغت انتظام فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ همّت عالى نهمت بر تفرقهء حال و پراكندگى مال آن فرقهء ضلال مصروف خواهد بود ، به هيچگونه وعده وعيد ما در ضمير آن گروه جاىگير نيامد و حال آنكه بر ايشان دشوار شده و حال به حالت اضطراب پرسيده ، دست در ذيل اعتراض و دامان استغفار مىزنند و روى عجز بر خاك ضراعت و زمين مسكنت مىنهند ، ( 193 الف ) از اين چاپلوسى هيچگونه فايدهاى روى نمىدهد . عهد كرديم كه تا به عنايت الهى استخلاص اين قلعه ميسر نشود ، روى عزيمت از اين مصلحت برنتابيم و هيچ طور قرار و آرام نيابيم . حالا بنابر خواست شفا و شفاعت بعضى از عجزه و ضعفا پاى از محاصرهء اين حصين و الا كشيم ، يمكن كه از دور و نزديك و ترك و تازيك بر عجز سپاه ظفرپناه ما حمله نمايند . و ظهور اين
--> ( 1 ) . س : ضوع .